تاریخچه تعلیم و تربیه - بخش دوم .
بنام آنکه جانرا فکرت آموخت
زادگاهم مهد و عشقم ریشه ام - تا ابد باقیست در اندیشه ام

تاریخچه تعلیم و تربیه – بخش دوم :
نخستین ساختمان مکتب داوود و زیرک :
اشاره : برخی دوستان اندیشمند و خیرخواه که لطف نموده اطلاعات تکمیلی خود را پس از نشر این نبشته ها ارسال می دارند ، برای رفع نواقص احتمالی استفاده شده و اگر اسم شان را برای ما ارسال کنند ، با نام مبارک خودشان نشر و بازسازی می گردد . ضمن تشکر فراوان از این جمع خیراندیش و نیک بین ، از تمام دوستان دیگر نیز تقاضای یاری و همکاری می نماییم .
در ضمن خواهش ما از دوستان کم لطف و قومای باریک بین این است که بجای ((برمه کردن دانه گال)) !؟ دست همکاری و یاری نگارنده را ، ناامید برنگردانند به خصوص که غرض از این کار تنها معرفی و شناسائی گذشته و حال زادگاهمان است ! وگرنه هیچ نفعی مادی برای نگارنده متصور نیست ، بلکه برعکس زمانی زیادی از وقت ، انرژی و... بنده را گرفته و می گیرد . می دانید که باید زمانی زیادی را صرف نموده و زحمت های زیادی را تحمل کرد تا نوشته ای ارزش خوانش را پیدا کند
در بخش پیشین گذشت که ، ورود نخستین مکتب کلاسی به منطقه جاغوری واکنش های منفی مردم را در پی داشت ، زیرا مردم از تربیه فرزندان شان در این مکاتب وحشت داشته و آن را نماد انحراف از دین و تغیر مذهب بچه های شان به شمار می آوردند ! و نیز گذشت که نخستین مکتب کلاسی در سال 1336 یا ۱۳۳۸ خورشیدی به منطقه داوود راه یافته و مرحوم ((میرزا اسحق علی خان)) نخستین معلم این مکتب سه صنفه دهاتی بود که افتخار تدریس در این مکتب را کمائی نموده و نیز مدیریت نخستین مرکز تعلیم و تربیه منطقه به نام ((مکتب داوود و زیرک)) را به عهده گرفتند .
مکتب دهاتی داوود و زیرک به مدت دو سال به صورت گردشی و قریه به قریه البته بیشتر در قریه های چارشنبی داوود در زیر سایه درختان بدون کمترین امکانات برگزار می شد ، حتی فرشی هم وجود نداشت و ناچار شاگردان روی خاک نشسته ، درس می خواندند . مردم هم که چندان علاقة به داشتن این مرکز تازه تعلیم و تربیه برای بچه های (پسران) شان نداشتند و بیشتر بدان به دید منفی می نگریستند ؛ لذا ، کسی حاضر نبود که برای تجهیز آن گامی جلو بگذارد ! .

سرانجام حکومت غزنی و ولسوال آن وقت جاغوری به مردم داوود و زیرک دستور دادند که هرچه زود تر جای را در حد میانی منطقه داوود و زیرک برای ساختمان (تعمیر) مکتب در نظر گرفته و اقدام به ساخت آن نمایند ، مردم منطقه چاره ای جز پذیرش این دستور نداشتند . هیئت از طرف حکومت تعیین شد تا پس از بررسی منطقه جای را برای تعمیر مکتب معین کنند ، واکنش های مردم قریه های این بار به صورت دیگری جلوه کرد و همگان درتلاش این بودند که این بلای ناخواسته را به گونه ای از آغیل و قریه خودشان هرچه دورتر برانند ! . ساخت نخستین تعمیر (ساختمان) مکتب داوود و زیرک ، نیز دارای فراز و فرود های بوده که خود داستان جالب و خواندنی دارد ، ضرورت دارد برای حفظ حقایق تاریخی و نیز بجهت جلوگیری از طولانی شدن بی مورد مطلب ، تنها به یادآوری موارد کلی از وقایع مربوط به ساختمان مکتب مذکور بسنده نماییم ! .
هیئت دولت پس از بررسی منطقه و رای زنی های بسیار در نهایت جای را در زیر چشمه ((قول بیخو)) روی زمین مرحوم کربلائی یعقوب علی در منطقه ((پتار چارشنبی)) معین نمودند ـ ونیز گویند :که در ابتدا ظاهراْ زمین دشت زیر سرخده برای ساختمان تعیین شده بود ـ تا ساختمان مکتب آنجا احداث شود . کربلائی مذکور تلاش بسیار به خرج داد تا هیئت را متقاعد کند که زمین او حد وسط برای داوود و زیرک نبوده و باید جای مناسبتری در نظر گرفته شود ، سرانجام وی با همکاری مردم داوود پایین (لُوده شِیو) موفق شد که رضایت هیئت دولتی را گرفته و جای تعمیر مکتب را اندکی پایین تر به سرکاریز مرحوم کربلائی محسن منتقل کند ! .
در پی این تلاش جالب و عجیب کربلائی پتار در واقع توانسته بود با یک شوت ماهرانه ، توپ را به زمین کربلائی دیگری از جنس خودش انداخته و این به ظاهر بلای خطر ساز و آینده سوز را از خودش دفع نموده ، نفس راحتی بکشد ! اما ، مرحوم کربلائی محسن که از این پیش آمد به شدت ناراحت بود در سدد برآمد که از هر راه ممکن رضایت هیئت را بگیرد تا این مهمان ناخوانده و به ظاهر نامیمون را از زمین خود براند . وی که از موسفیدان و بزرگان پر نفوس چارشنبی به شمار می رفت تلاش شبانه روزی را به کار بست ، تا سرانجام توانست که با اندازه گیری های دقیق بازار اشکه را به عنوان حد وسط منطقه به هیئت بقبولاند ، بدین گونه نخستین ساختمان مکتب بدستور حکومت غزنی روی زمین مرحوم کربلائی محمدعیسی در زیر بازار اشکه داوود - ظاهراً با اجبار و اکراه و بدون رضایت ایشان - تهداب گذاری و بدین گونه کار ساختمان نخستین مکتب داوود و زیرک آغاز شد . و نیز گویند : که کربلائی محمد عیسی اشکه که خود یک فرد خیر بود سرانجام حاضر شد بخشی از زمین رزاعی خود را برای جای تعمیر واگذار کندکه در برابر آن ، دو ساعت حق آب از کل آب اشکه برای مکتب و نیز یکسال مالیات منطقه اشکه توسط مردم داوود وزیرک پرداخت شود که ظاهراْ چنین بوده است ! اما نگارنده از نزدیکان کربلائی مذکور شنیدم که هیچ معامله ای در کار نبوده بلکه تنها بدستور حکومت و بدون رضایت قلبی کربلائی ، در واقع زمین جای مکتب از او گرفته شده است !؟ .
این ساختمان در زمین به مساحت بیش از 300 متر مربع ، رو به جنوب و در کنار قول اشکه متصل به قریه غوجده درابتدا در سه اطاق ساخته شده و بعد به شش اطاق گسترش یافته است ، که طبق دستور حکومت غزنی تمام هزینه بدوش مردم منطقه زیرک و داوود بوده و مقرر شد که علاوه بر ساخت مکتب ، مردم باید هزینه تمام وسائل آن همچون درب ، کلکین ، میز ، چوکی و... را نیز بپردازند . با وجود نارضایتی نسبی مردم از این مزاحم مدرن که آرامش منطقه شان را به هم زده ، آنان را زیر دستور حکومت سید عباس جابر قرار داده و نیز تاوان بار شان نموده بود ، خواسته یا ناخواسته در این کار اجتماعی شرکت نموده و خیلی زود و در وقت معین ساختمان مکتب را تکمیل نموده و به نماینده معارف ولایت غزنی تحویل دادند .
بزرگان ، اربابان و ریش سفیدان منطقه داوود و زیرک به صورت سنتی هزینه های ساخت آن را روی خانوار و دنگه تقسیم نموده و نیروی انسانی آن(کارگران ایلجاری) هم بر اساس همان تقسیم بندی هر روز سروقت باید در محل حاضر می شد وگرنه ناغه گی (جریمه) نقدی یا نانی را در پی داشت . در انتقال چوب پوشش از سراسر منطقه مردم از گاو های قلبه ای شان استفاده نموده و تیر های چوبی را در وقت مقرر به منطقه اشکه با کشش توسط گاو های شان حمل کردند . اطاق ها چه هنگام ساخت و چه در زمستان ها و وقت برف روبی طبق همان تقسیم بندی ، صاحبان مشخصی داشت که صاحبان آن موظف به ساخت و ساز ، کاهگل سالانه در فصل خزان ، برف روبی آن در زمستان بودند ، تا مبادا اطاق مربوط ایشان آسیب دیده و تاوان بار دولت شده و مورد بازخواست قرار گیرند ! سرانجام پس از دو سال مکتب دهاتی داوود و زیرک از حالت سیّاری درآمده و با ساخت نخستین ساختمان شاگردان مکتب در آن استقرار یافته و جای ثابتی را به خود اختصاص دادند .
نخستین پرسنل مکتب داوود و زیرک :
پیشترک گذشت که مرحوم میرزا اسحق علی خان گرچه خود از نعمت سواد به صورت کلاسی بی بهره بود ، اما خط خوش و نیز سواد نسبی که از مکتب آخوندی آموخته بود ، باعث شد که زمام اداره ، تعلیم و تدریس نخستین مکتب منطقه ، با کمترین امکانات را بدست گیرد . در طی دو سال اول که مکتب حالت سیّار را داشت و قریه به قریه در منطقه چارشنبی داوود روی زمین بدون فرش و وسایل دایر می شد ، وی هم مدیر مکتب بود و هم تنها معلم آن که تدریس هر سه صنف را به عهده داشت . پس از ساخت نخستین ساختمان و استقرار دایمی مکتب ، پرسنل اداری و تعلیمی آن از طرف حکومت به شرح زیر تعیین و مقررگردید :
1- چمن علی خان به حیث سرمعلم از سبزچوی سنگ ماشه .
2- میرزا اسحق علی خان به حیث معلم از چارشنبی داوود .
3- عبدالحسن خان به حیث معلم از منطقه قره باغ ولایت غزنی .
4- نورگل خان به حیث معلم از قوم پشتون (اوغان) .
5- توکل خان به حیث معلم از ولایت لغمان .
خوبست بدانیم که در افغانستان پسوند ((خان)) بجهت احترام به آقایان و پسوند ((جان)) برای احترام به خانمها بخصوص در مورد کارمندان دولتی کاربرد دارند .
ارتقائی مکتب داوود و زیرک
الف- ارتقا از دهاتی سه صنفه به ابتدائی شش صنفه :
چند سال بعد با کثرت شاگردان فارغ شده از صنف سوم مکتب دهاتی داوود و زیرک و مراجعة برخی از ایشان برای ادامه تحصیل به مکتب انگوری- اوتقول که با یک گام جلوتر از مکتب داوود و زیرک ، شکل ابتدائی و شش صنفه به خود گرفته بود ، و نیز بر اثر تقاضائی مکرر مرحوم معلم اسحق از وکیل آن زمان جاغوری ، شهید شیخ شریفی و با وساطت روانشاد شهید شریفی ُ مدیریت معارف ولایت غزنی با ارتقائی مکتب دهاتی داوود به مکتب ابتدائی شش صنفه موافقت نموده و در نهایت با وجود عدم اقبال مردم و نارضایتی ایشان از این مهمان ناخوانده و نامیمون ، مکتب مذکور با نتایج ملموس و محسوس در باسواد نمودن بچه های (پسران) منطقه ، توانست خیلی زود جای خود را در میان مردم باز نموده و تا حدودی مراتب پذیرش قلبی خود را از سوی مردم کمائی کند .
ب – ارتقا از ابتدائی به متوسطه (هشت صنفه) :
سالها بعد در دهة پنجاه خورشیدی پس از استقرار حکومت جمهوری داود خانی ، ظاهراْ مطابق نصاب تعلیمی حکومت جمهوری تمام مکاتب ارتقا یافته اند و بدیهی است که این برنامه سراسری شامل مکتب داوود وزیرک هم شده و مکتب ابتدائی داوود وزیرک با یک گام عقب تر از مکتب انگوری - اوتقول ، از ابتدائی عبور نموده و با یک رتبه ارتقا ، شکل متوسطه ( 8 صنفه ) به خود گرفت . این ارتقائی رتبه در دهه های چهل و پنجاه خورشیدی از طرفی حکایتگر کثرت فارع شدگان و شاگردان منطقه بوده ، از جانب دیگر حاکی از اقبال نامحسوس مردم از آن نیز است .
ج – ارتقا مکتب و احداث ساختمان جدید :
در اواخر دهه چهل و اوایل دهه پنجاه ، وفور شاگردان مکتب و نیز ارتقائی رتبه آن ، باعث شد که نخستین ساختمان مکتب در برابر کثرت شاگردان و نیز پرسنل اداری- تعلیمی آن جوابگو نباشد در نتیجه احداث ساختمان جدیدی در کنار ساختمان قدیم از طرف ولایت غزنی منظور و به مردم منطقه ابلاغ شد که مثل بار نخست ، این بار نیز خود موظف به ساخت تعمیر جدید برای مکتب هستند .
ساختمان جدید با وسعت به مراتب بیشتر از تعمیر پیشین و با نقشه گسترده و در حد لیسه (12 صنفه) در نظر گرفته شده بود که در سمت غربی ساختمان قبلی ، با سرعت تمام و با همان تقسیم بندی سنتی در هزینه ساخت ، گارکر ، حفاظت و... رو به غرب در بیش از 20 اطاق به شیوه ای نسبتاً مدرن و امروزی ساخته شد که اطاق اداری (اداره) مکتب و تحویل خانه(انبارو کتابخانه) در وسط و مقابل درب ورودی در نظر گرفته شده بود و راهرو طولانی تونل مانند صنف ها را از هم جدا میکرد که در دو طرف این راهرو مقابل هم در سمت شرق و غرب قرار گرفته بودند . ظاهراً این بار دولت مکتب متوسطه داوود را جدی گرفته و تمام درب ها ، کلکین ها ، میزها ، چوکی ها و تخته سیاه چوبی با کیفیت بالا از چوب خار ساخته شده و از غزنی حمل ، و در اختیار این مکتب قرار گرفت .
پس از انتقال بخش آموزشی به ساختمان جدید ، ساختمان پیشین به خوابگاه معلمینی اختصاص یافت که خارج از منطقه بوده و جز در رخصتی های نیم سالة تابستانی و تعطیلات سه ماهه ای زمستانی مجبور بودند در کنار مکتب سکونت کنند تا بتوانند به وظایف شان به خوبی رسیدگی کنند . نگارنده به خوبی هر دو ساختمان را به یاد دارم و تا صنف پنجم از جماعت شاگردان این مکتب بوده بصراحت می توان اذعان داشت که ساختمان جدید از امکانات بی نظیری در آن زمان برخوردار بود همانند : ساخت صنف های بزرگ و روشن با دروازه ها ، کلکین ها و میز و چوکی های بسیار زیبا و جدیدی که تقریباْ در حد استاندارد جهانی از چوب خار ساخته شده بودند .
د – ارتقائی مکتب و ازدیاد پرسنل :
در پی ارتقا رتبه مکتب داوود و زیرک و نیز کثرت شاگردان ، ناگزیر بر تعداد کادر تعلیمی و تربیوی مکتب نیز افزوده می شد که معمولاً بسیاری از معلمین آن از خارج منطقه بوده و طبق تقرر دولت به منطقه اعزام گردیده ، در مکتب ها استقرار یافته و مشغول انجام وظیفه می شدند . در این دوره علاوه بر ازدیاد معلم ها ، چند نفر دیگر هم در بخش خدمات به کادر مکتب افزوده شد که وظایف خدماتی مکتب همچون : جلب و احضار شاگردان غائب ، احضار بزرگان و ریش سفیدان منطقه در صورت لزوم ، احضار اولیای شاگردان هنگام ضرورت ، حفاظت و نگهبانی از ساختمان و امکانات مکتب ، نظافت و جاروکشی مکتب و ... غیره را به عهده داشتند . این جمع چهار نفری که با لقب و عنوان ((چپراسی)) یا ((چبراسی)) خوانده می شدند ، موظف بودند که در طول سال در مکتب حضور داشته باشند . فرق ایشان با باقی پرسنل در آن بود که مزد و معاش شان از طرف اهالی منطقه تأمین می شد و طبق دستور حکومت مردم وظیفه داشتند که هنگام برداشت محصول و خرمن ها ، هر خانه یک سیر گندم به چبراسی مربوطه ای خود شان بدهند .
دگرگونی های گسترده ای نظام تعلیمی- تحصیلی در کشور
الف – عصر داود خانی :
در ماه سرطان سال 1352 خورشیدی بدنبال کودتای سفید داود خان بر ضد نظام شاهی و عموزاده اش ظاهر خان ، همانگونه که نظام شاهی به جمهوری تغیر یافت ، پی آمد های آن نیز تمام کشور را دگرگون کرد . در این میان ؛ نظام تعلیم و تربیه نیز از این تغیر سیاسی بی نصیب نماند . این تغیر به مکتب داوود و زیرک نیز رسید و بر قدرت سیاسی- اداری معلم ها به عنوان تنها نمایندگان دولت در منطقه افزوده شد که چه بسا گاهی این قدرت غیر رسمی سبب سؤ استفاده های هم می شد .
پس از قدرت گیری داود خان و استقرار نظام جمهوری ، اندیشه های سیاسی گوناگون از چپ مائویست (شعله جاوید) گرفته تا چپی های مارکسیست – لنینست ( خلقی ها و پرچمی ها) و تا طرفداران اسلامیست های همچون اخوان المسلمین سنی و... به دانشگاه های کشور راه یافته و دانشجوهای پر شور و شر را بدنبال خود می کشیدند ، اندک اندک این شور و جذبه حتی به لیسه ها و مکاتب متوسطه هم راه یافت ، که باعث شد مکاتب علاوه بر شکل اصلی تعلیمی – تربیوی ، صورت پرکشش سیاسی را نیز به خود بگیرند و همین آغازین روزهای انعقاد نطفة شوم سیاست و سیاست بازی در کانون های تحصیلی - تعلیمی و در جمع پر شور و احساس شاگردان و محصلین بود که بعد ها انحراف ویرانگر و خانمانسوز جنگهای سی ساله را در پی داشت ، که تا کنون شاهد نتایج مرگبار آن بوده و هستیم ! . ادامه دارد ... .
بدرود تا درود دیگر
یا حق