پایان ((خط دیورند )) !؟ (قسمت نخست) و...
بنام آن که هستی نام از او یافت !
پایان ((خط دیورند )) !؟ (قسمت نخست)
سخن آغازین :
صحنه تاتر سیاسی – نظامی سرزمینی بنام ((افغانستان)) چه پیش از استقلال و در زمان استعمار پیر(انگلیس) و چه پس از آن و با ظهور کشوری که تنها نام قوم غالب و فاتح(افغان) را برخود گرفته و ((افغان ، ستان)) شد (سرزمین افغان ها) ، تا کنون همواره کارگردان های متعدد و بازی گردان های گوناگونی از کشور های دور و نزدیک داشته است . پس از بررسی های تاریخی متوجه خواهید شد ، که اکثریت بازیگران این صحنه های خون و خیانت ؛ از حاکمان گرفته تا مولوی ها ، روشنفکران و... بیشتر از همین قوم غالب بوده اند ؛ انگار ، این جماعت با وجود کثرت نفوس ، توانائی تهاجمی گسترده در گستره ای تاریخ ، اقتصاد نسبتاً توانمند روستائی (زمین های زراعی و دامداری فراوان)و... ، در صحنه های سیاسی- نظامی ، همواره نیازمند بازیگردان ها و کارگردانانی بیگانه و خارجی بوده اند . تا در رسیدن به زمامداری اینان را یاری نموده و همانند : عروسک خیمه شب بازی ، ایشان را مستقیماً به صحنه وارد نموده و با تار های نامرئی به حرکت واداشته و کنترل شان کنند ! .

